شيخ حسين انصاريان
57
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
مستجاب كند ؛ بادى بر درخت وزيد و درخت خشك شد . در اين هنگام ارباب فيميون به حق ايمان آورد ، اين مسئله در نجران منتشر شد و بسيارى از مردم آيين مسيح را پذيرفتند . سپس آن مرد مطالب ديگرى دربارهء فيميون گفت در حدّى كه غضب و خشم ذونواس به جوش آمد و با لشكرى انبوه به سوى نجران حركت كرد ، شهر را محاصره كرد بزرگان و صاحبان رأى را جمع نمود و گفت : قبل از اين كه دست به كشتار شما بزنم به شما مهلت مىدهم كه يا يهوديت را قبول كنيد و يا اعدام و شكنجه در انتظار شماست . مردمى كه حق را يافته بودند ، مردمى كه لذّت حقپرستى را چشيده بودند ، مردمى كه از معرفت الهى برخوردار شده بودند . مردمى كه مىدانستند در اين دنيا جز وجود او چيزى اصالت ندارد ، در پاسخ آن ستمگر گفتند : اين دين جديد با جان ما درهم آميخته و به تار و پود وجود ما راه يافته است ، ما از آن دست برنمىداريم چه به ما مهلت دهى ، چه ما را به كام مرگ دراندازى . ما با خداى خود معامله كردهايم و هرگز او را به هيچ چيز ترجيح نمىدهيم . دنيا محلّى است زودگذر و سهم ما از آن بسيار اندك است و ما همه چيز خود را كه خداست با اين سهم اندك عوض نمىكنيم . ذونواس كه پافشارى مؤمنان را به اين دين ملاحظه كرد ، دستور داد خندقى حفر كنند و آتشى سهمگين برافروزند ، از پيرمرد زمينگير وپيرهزن قد خميده ، از جوان رشيد و طفل شيرخوار از خرد و كلان ، چشم نپوشيد و همه را در كام آتش افكند و آنان نيز از حقّ دست برنداشته ، كشته شدن را بر ننگ دنيا ترجيح دادند و جان خود را نثار معشوق حقيقى كردند . و به فرمودهء امام صادق عليه السلام از آنان شدند كه ايثار محبوب بر ماسوا كردند : وَدَليلُ الحُبّ إيثارُ الْمَحْبُوبِ عَلى ما سِواهُ « 1 » .
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 362 .